عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
531
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
( و لكن در بارهء آخرت جمعتان پراكنده است ) . 82 قد طلع طالع و لمع لامع و لاح لائح و اعتدل هائل : درخشان شونده درخشيد ( دين خدا تاريكى كفر را از بين برد ) روشن شونده روشن شد ( قلوب قابل هدايت بانوار دين و قرآن منوّر گرديدند هويدا شونده هويدا شد ( آثار و علائم قيامت از فرط درستى پديدار شدند ) آنكه مايل بكجى بود راست ايستاد ( شايد مراد اين باشد بشريكه در كوره راه شهوت سير ميكرد دوران جوانى و شهوت را نيش تمام شد و پير گرديد و بفكر حق و راستى و قيامت افتاد ) . 83 قد صار دين أحدكم لعقة على لسانه بحقيقت ( روزگار بدى پيش آمده است كه ) دين هر يك از شما فقط گردش زبانى شده است ( و ابدا در دلهايتان اثرى ندارد ) . 84 قد صنع من فزع من عمله و احرز رضا سيدّه البتهّ به كار نيك پرداخت آن كس كه از عملش بترسيد و آن كس كه ( كوشيد تا ) رضاى پروردگارش را تحصيل كرد . 85 قد يكذب الرّجل على نفسه عند شدّة البلاء بما لم يفعله : بسيار افتد كه مرد بهنگام سختى گرفتارى به خودش دروغ مى گويد بدانچه بجاى نمياور ( اغلب اشخاص بگاه آسايش خود را در امر و ميدان گرفتارى مى دانند لكن بهنگام سختى مى بيند خود را بازى مى دادند ) . 86 قد امّر من الدّنيا ما كان حلوا و كدر ما كان صفوا : براستى كه هر چيز شيرين دنيا بسيار تلخ و هر چيز صاف و پاكش بسى تيره و آلوده است . 87 و قال عليه السّلام فى ذكر المنافقين : قد اعدّوا لكلّ حقّ باطلا و لكلّ قائم مائلا و لكلّ حىّ قاتلا ، و لكلّ باب مفتاحا و لكلّ ليل صباحا : و آن حضرت عليه السّلام در باره منافقان فرمودند : آنها كسانى هستند كه ( براى گول زدن مردم همه چيزشان آماده است ) ، براى هر حقّى باطلى و براى هر ايستاده نشستهء و براى هر زندهء كشندهء و براى هر درى قفلى و براى هر شبى روزى دارند ( و هر كس را از راه خودش به بيراهه مى كشانند ) . 88 قد تزيّنت الدّنيا بغرورها و غرّت بزينتها جهان خود را بغرور و فريبش آراسته و ( عجب در اينست كه ) خودش گول زيور و آرايش خودش را خورده است . 89 قد اشرقت السّاعة بزلازلها و اناخت بكلاكلها : بتحقيق كه قيامت با شور و تشوير اتش